به جلسه دیگری از آموزش ارزهای دیجیتال خوش آمدید. در این جلسه بر آن شدیم تا به سؤال «چرا بیتکوین خلق شد؟» پاسخ کاملی بدهیم. باید دلیل قانع کنندهای برای این فناوری وجود داشته باشد تا پشتوانهای محکم برای خلق شدن آن و همچنین ادامه یافتن تمامی روند آن باشد. پس همراه دانشکده Collegepips باشید تا جواب تک تک سؤالاتی که در مورد این موضوع مهم وجود دارد را دریافت کنید.
[ez-toc]
وقتی افراد متخصص شروع به توضیح درباره بیتکوین می کنند، درست همان موقع است که اصطلاحات تخصصی فناوری معنا پیدا میکنند (حالا یعنی چه؟). کلماتی مثل «بلاکچین» و «پروتکل» و اصطلاحاتی مثل «شبکههای همتا به همتا» و «دفتر کل توزیعشده». راحت میتوان حس کرد که در دریایی از اصطلاحات غرق شدهاید. اینکه بخواهیم بیتکوین را دقیق توضیح بدهیم خیلی زود پیچیده و فنی میشود!
پس بهتر است به جای مسیری که در بالا ذکر شد، با مشکلاتی که بیتکوین سعی در حلشان داشته شروع کنیم. بعد از اینکه اینها را بفهمید، همه چیز خیلی واضحتر میشود و میتوانید خیلی سریعتر مفاهیم فنی را درک کنید و راحتتر همراه بحث شوید.

چرا بیتکوین خلق شد؟
طبق مقاله بیتکوین، ساتوشی ناکاموتو هدف از تولید آن را اینگونه توصیف میکند: «پول الکترونیکی که امکان پرداختهای آنلاین را بهصورت مستقیم بین دو طرف بدون نیاز به مؤسسات مالی فراهم کند.» «پول نقد به من امکان معامله مستقیم در دنیای واقعی با فرد دیگری را بدون نیاز به بانک میدهد. این آزادی را دوست دارم. همین آزادی را به صورت آنلاین میخواهم. بنابراین به نسخه دیجیتالی پول نقد یا پول دیجیتال نیاز دارم.» ایده ایجاد یک نسخه دیجیتال از پول نقد که بتواند بدون میانجی قابل اعتماد بهصورت آنلاین ارسال شود، ساده به نظر می رسد، اما قبل از اینکه ساتوشی ناکاموتو بیتکوین را اختراع کند، همه تلاشهای قبلی اشخاص دیگر ناموفق بودند.
قبل از خلق بیتکوین، هیچکس موفق به اتمام پروژه ارز دیجیتال نشده بود.
اجازه دهید برای ادامه و فهم بیشتر مثالی بزنیم: فرض کنید فروشندهای کاپ کیک میفروشد. هر کدام از این کیکها، فقط 1 دلار قیمت دارند. شخصی بهعنوان خریدار برای خریدن کیک به سمت مغازه فرد فروشنده میرود. خریدار پول نقد 1 دلاری از جیبش درمیآورد و برای خرید اقدام میکند. اتفاقاتی که رخ میدهند به شرح زیر هستند:
- خریدار 1 دلار را به فروشنده میدهد.
- اسکناس از لحاظ فیزیکی، اکنون در دست فروشنده میباشد.
- فروشنده به اصالت اسکناس اعتماد دارد و به تقلبی بودن آن معتقد نیست.
- اسکناس 1 دلاری منحصر به فرد و واقعی است، زیرا میتوان از نشانههای روی آن مثل کدهای نوشته شده روی آن، تأییدش کرد چون توسط بانک مرکزی صادر شده است و فقط این بانک توانایی ثبت چنین کدهایی را دارد.
- با توجه به این ویژگیها، از اسکناس 1 دلاری به عنوان وسیله مبادله استفاده می شود، به این معنا که سایر افراد حاضرند اسکناس 1 دلاری را با چیزهایی (کالاها و خدمات) که میخواهند عوض کنند.
- در نهایت فروشنده، کیک را به خریدار میدهد.
حالا فرض کنید خریدار آنقدر دور است که حتی فروشنده نمی تواند با پرواز کیک را تحویل او بدهد. او باید آن را از طریق یک سرویس پیک هوایی مانند FedEx یا UPS ارسال کند. فروشنده میخواهد، خریدار اول هزینه را آنلاین پرداخت کند. اما خریدار چگونه هزینه را پرداخت میکند؟ چگونه خریدار میتواند پول نقد را از طریق اینترنت ارسال کند؟ اینجاست که مشکلی وجود دارد و آن پول نقد میباشد. وجه نقد همان پول فیزیکی است، شامل اسکناسهای کاغذی و سکههای فلزی. اما مشکل اینجاست که نمیتوان پول فیزیکی را از طریق اینترنت ارسال کرد. برای معامله با پول نقد، خریدار و فروشنده باید به صورت فیزیکی در یک مکان حضور داشته باشند، که این همیشه امکان پذیر نیست. اینجاست که یک سؤال دیگر مطرح میشود؛ از آنجایی که پول فیزیکی است، پس چطور میتوان آن را بهطور آنلاین ارسال کرد؟

با تبدیل کردن آن به پول الکترونیکی (دیجیتال). اما اگر دیجیتالی باشد یعنی بهراحتی قابل تکثیر میباشد (پول الکترونیکی تقلبی)، اینطور نیست؟ بنابراین چگونه میتوان مردم را از مصرف دوبار (یا بیشتر) پول دیجیتال بازداشت؟ پس اکنون یک مشکل دیگر هم داریم. حالا خریدار میخواهد پول نقدی که در کیف پولش میباشد را استفاده کند. اما اگر بخواهد بهصورت الکترونیکی پول نقد بفرستد، حالا باید روی یک مؤسسه مالی مثل بانک تکیه کند. پس اگر خریدار یک حساب بانکی نداشته باشد چه اتفاقی میافتد؟ درست است، او نمیتواند کیک سفارش دهد. اما وقتی به چنین مؤسسات مالی وابسته هستیم، این یک تهدید (ریسک) را به همراه دارد. مثلاً فرض کنید کوسههای حریصی که بانک را اداره میکنند، عاشق کوکی هستند ولی از کاپ کیک متنفرند. چون بانک طرفدار کاپ کیک نیست، ممکن است از قدرتش سوءاستفاده کند و تصمیم بگیرد تراکنش خریدار را مسدود کند. بانک هیچ تراکنشی را که به کاپ کیک مربوط باشد مورد تأیید قرار نخواهد داد! این بیرحمانه است.
یا اینکه بانک برای تراکنشهای غیرمحلی، هزینههای اضافی دریافت کند. یا حتی بدتر، بانک فروشنده را شرور بداند و هر کسی که با او معامله کند را هم شرور فرض کند! ممکن است بانک، حساب خریدار را مسدود کند و او حتی نتواند به پول خودش دسترسی داشته باشد!
بانک پولهای خریدار را گروگان گرفته، کنترل تمام پولهای خریدار را بر عهده دارد و چون یک نهاد واحد مسئول این موضوع است، پس میتوان آن را متمرکز خطاب کرد. منظور از متمرکز این است که کنترل روی یک نقطه یا منبع واحد باشد. خریدار فقط کاپ کیکش را میخواهد و اکنون ناامید شده است.
او میگوید: «اگر میتوانستم از پول نقد استفاده کنم، دیگر لازم نبود با بانک سروکله بزنم! این خیلی بد است. ای کاش پول دیجیتالی وجود داشت که کنترل تمام آن دست خودم بود. میخواهم از این شکل دیجیتالی پول نقد، استفاده کنم، جایی که بتوانم هرطور که میخواهم و با هر کسی که دوست دارم خرجش کنم، بدون اینکه نیاز به تأیید شخصی، شرکتی یا مؤسسهای باشد.».
پس اینجاست که خریدار اساساً دو چیز میخواهد:
- پول دیجیتالی، که بتوان بهطور آنلاین و اینترنتی مثل پول نقد در آن واحد استفاده کرد.
- و اینکه غیرمتمرکز باشد (کسی جز خریدار روی آن کنترلی نداشته باشد).
غیرمتمرکزسازی، دقیقاً نقطه مقابل تمرکزگرایی قرار دارد. در سیستم غیرمتمرکز، هیچ نهاد واحدی مسئول کل سیستم نیست. غیرمتمرکزسازی، یعنی کنترل و تصمیمگیری بین مشارکتکنندگان توزیع شود. غیرمتمرکزسازی در مورد پول به این معنا است که شما مجبور نیستید برای تراکنشهای مالی از واسطههایی مثل بانک یا سایر مؤسسات مالی استفاده کنید. این به شما آزادی میدهد تا پول دیجیتالی را به هر شکلی که دوست دارید خرج کنید، بدون اینکه ریسک مسدود شدن تراکنشهایتان یا بلوکه شدن یا حتی ضبط شدن پولتان توسط یک نهاد مرکزی وجود داشته باشد! اکنون خریدار خواهان پول دیجیتالی غیرمتمرکز است. اما در واقع انجام این کار بسیار دشوار میباشد ولی چرا؟! در جلسۀ بعدی به پاسخ جملۀ بالا میپردازیم. ترم 2 درس 2


